تبلیغات
حرف عشق - تجربه را تجربه کردن خطاست
پنجشنبه 28 مهر 1384  01:10 ق.ظ
نوع مطلب: (شخصی ،) توسط: حامد

سلام.میخوام از نامرامی های و بی معرفتیهای بعضی از ادمها حرف بزنم.

روز اول با یه سلام شروع میشه.بعد یه مدت تو چشماش خیره میشی.هر وقت که از جلوت رد میشه قلب تند تند میزنه.

چند روز بعد هر جور شده میخوای شماره تماست رو بهش بدی.اخه خره الان هم وقت عاشق شدن.تورو چه به این کارها.تو که اندازه گاو نمیفهمی(ببخشید اگه بی احترامی کردم منظوری نداشتم)خلاصه زنگ میزنه دست و پات رو گم میکنی به نفس نفس می افتی زبونت بند میاد.

یه مدت که گذشت حرفهای باکلاس میزنی بهش میگی:«بی تو هیچم ، خیلی گیجم».اون هم میگه:«بی تو می میرم عین پیچک دورت می پیچم» و الاماشاالله... بعد روت به روش باز میشه دیگه برای هم احترامی قائل نیستید دیگه از حرفای باکلاس خبری نیست و فقط وفقط حرفهای اموزشی به هم میزنید.این حرفها هم تکراری میشه دیگه میخوای سر به تنش نباشه ازقیافش خسته شدی.زنگ که میزنه گوشی رو بر نمیدازی .

فکر کنم با معرفت یکی دیگه بهت سلام کرده.


  • آخرین ویرایش:شنبه 30 مهر 1384
نظرات()   
   
آبیار زهکش
دوشنبه 14 شهریور 1390 11:37 ق.ظ
سلام حق با شماست اولش از ادب حرف زدیم بعد با من مثل دوست دخنرش حرف زد فکر ازدواج نبود به نظرم منم حالشو گرفتم برای معرفی منابع ممنون من هم می خوام آبیاری زهکشی بخونم خسته نباشید خداحافظ
فرشاد
جمعه 17 خرداد 1387 12:06 ب.ظ
موفق باشی بهم سر بزنید . خوشحالم می كنید .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر